چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک.
زمان میگذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد. هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر.
آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت: پدر شما چرا جای خالی ندارید؟
پدر گفت: عزیزم جالی خالی نه، قطعه گمشده. هر کسی در زندگی خود قطعه گمشده دارد من هم داشتم، مادرت قطعه گم شدهی من بود. با پیدا کردن او تکمیل شدم. یک دایره کامل.
پسر از همان روز جست و جوی قطعهی گمشده خود را آغاز کرد. رفت و رفت تا به یک قطعهای از دایره رسید شعاع و زاویه آن را اندازه گرفت درست اندازه جای خالی بود ولی مشکل آن بود که قطعه زرد بود.
اگه دوس دارین بفهمید دایره آبی چی به سرش میاد
یه سر به ادامه مطلب بزنید
نظرتون هم برام بزارید
![]()
![]()
ادامه مطلب...
سلام به دوستای گل خودم
ممنون بازم تنهام نزاشتین
دوتا آپ گذاشتم هر دوشونو ببینین![]()
خوشحال میشم نظر هم بدین
سلام آخر::::::

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام به همه دوستای گلم خوبین ؟
.
تولد امام رضا رو پیشاپیش به شما دوستای گلم تبریک میگم

میخوام یه خاطره براتون تعریف کنم![]()
وقتی کوچولو بودم ۵.۶ ساله بودم که به مشهد رفتیم با مامان و بابام تو حیاط حرم بودیم که از یکی شنیدم هر بچه ای گم بشه میبرنش تو یه اتاق که پر از اسباب بازیه تا مامانش پیدا بشه![]()
منم تا شنیدم رفتم خودمو گموگور کنم تا منم ببرن اونجا![]()
ولی هر کاری میکردم نمیشد هر طرف میرفتم میدیدم مامانم پشت سرمه![]()
بعد که به مامانم گفتم بعداز اینکه یه عالمه ازم خندید![]()
دیگه دستمو از دستش جدا نکرد![]()
بازم سلااااااااااااااام به دوستای گل گل خودم
امیدوارم خوشتون بیاد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگر عشق ارتفاع داشت
من زمین را زیر پای خود داشتم
و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی
آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به سلامتی درخت!
نه به خاطرِ میوش، به خاطرِ سایش.
به سلامتی دیوار!
نه به خاطرِ بلندیش، واسه اینکه هیچوقت پشتِ آدم روخالی نمیکنه.
به سلامتی دریا!
نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یکرنگیش.
به سلامتی سایه!
که هیچوقت آدم رو تنها نمیذاره.
به سلامتی پرچم ایران!
که سهرنگه، تخممرغ! که دورنگه، رفیق! که یهرنگه.
به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمیدونن، دوسمون دارن و نمیدونیم.
به سلامتی نهنگ!
که گندهلات دریاست.
به سلامتی زنجیر!
نه به خاطر اینکه درازه، به خاطر اینکه به هم پیوستنش.
به سلامتی خیار!
نه به خاطر «خ»ش، فقط به خاطر «یار»ش.
به سلامتی شلغم!
نه به خاطر (شل)ش، به خاطر(غم)ش.
به سلامتی کرم خاکی!
نه به خاطر کرمبودنش،به خاطر خاکیبودنش
به سلامتی پل عابر پیاده!
که هم مردا از روش رد میشن هم نامردا !
به سلامتی برف!
که هم روش سفیده هم توش.
به سلامتی رودخونه!
که اونجا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.
میخوریم به سلامتی گاو!
که نمیگه من، میگه ما.
به سلامتی دریا!
که ماهی گندیدههاشو دور نمیریزه.
میخوریم به سلامتی اون که همیشه راستشو میگه.
به سلامتی سنگ بزرگ دریا!که سنگای دیگه رو میگیره دورش.
به سلامتی بیل!
که هرچه قدر بره تو خاک، بازم برّاقتر میشه.
به سلامتی دریا!
که قربونیاشو پس میآره.
به سلامتی تابلوی ورود ممنوع!
که یه تنه یه اتوبان رو حریفه.
به سلامتی عقرب!
که به خواری تن نمیده.
(عرض شودکه عقرب وقتی تو آتیش میره و دورش همش آتیشه با نیشش خودش میکُشه که کسی نالههاشو نشنوه)
به سلامتی سرنوشت!
که نمیشه اونو از "سر" نوشت.
به سلامتی سیم خاردار!
که پشت و رو نداره.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چطور بود؟؟؟![]()
سلام به دوستای گلم![]()
یه داستان توپ براتون گذاشتم...
زیاد طولانی نیست ولی هر کی نخونه پشیمون میشه.
به خصوص خانومها پس از دستش ندین.
منتظر نظرهاتون هستم![]()
خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که
باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا
کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به
خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می
کنم.
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او
گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی
که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می
کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.
آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو
زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش
بیافتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در
چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه
به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است
به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال
من است. پس ثروتمند دشد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی
برآورده کرد.
خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!
نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون
درگیر نشین.
قابل توجه خواننده های مونث؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً
صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد. ![]()
چطور بود؟؟؟![]()
![]()
نظر یادت نره
گذشت زمان برای آنان که در انتظارند بسیار کند
برای آنان که می هراسند بسیار تند
برای کسانی که زانوی غم به بغل میگیرند بسیار طولانی
و برای کسانی که سرخوشند بسیار کوتاه است
اما
برای کسانی که عشق می ورزند ..آغاز و پایانی نیست و
زمان تا ابدیت ادامه دارد
Time is very slow for those who wait
very fast for those who are scared
very long for those who lament
very short for those who celebrate
But
for those who love .time is eternity

سلاااااااااااااااااااااااااااااام![]()
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به دوستای گلم![]()
که با نظرها تون نمو تنها نمیزارین.و خداراشکر میکنم که شماهارو دارم ![]()
خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی خوشحالم![]()
میدونید واسه چی؟![]()
واستون میگم
آخه این ترم آخرمه دانشگاهمو میگم.
خدا را شکر به خوبی داره تمام میشه
البته به این زودیها از درس خوندن راهت نمیشم
آخه میخوام واسه کارشناسی بخونم.![]()
تازه اگه خودمم نخوام بابام مجبورم کرده که بخونم
البته خودمم دوس دارم ادامه بدم ولی کی حوصله داره ۱سال بشینه تو خونه درس بخونه
![]()
در هر حال من که میخوام بخونم امیدوارم شما دوستای گلم هم برام دعا کنید. و با نظر هاتون منو تنها نذارین.![]()
![]()
سلام دوستای گلم خوبین ؟...![]()
دلم براتون تنگ شده بود![]()
یه مطلب نوشتم فکر کنم پیشتون جالب باشه
البته آخر شعر رو خودتون می تونید چیزی بزارید که دوس دارین باشه .![]()
کاش می شد قلب ها آباد بود کینه و غمها به دست باد بود
کاش می شد دل فراموشی نداشت نم نم باران هم آغوشی نداشت
کاش می شد کاشهای زندگی گم شوند پشت نقاب بندگی
کاش می شد آسمان غمگین نبود رد پای قهر و کین رنگین نبود
کاش می شد روی خط زندگی با تو باشم تا نهایت سادگی...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




